صفى الدين محمد طارمى
426
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
است ، و او سريع الانطفاء است ، « 1 » مختلف مىشود از او وجدى بر فوات او ، و متألّم مىشود از انقضاى او . و امّا ذوق ، پس او امرى است ثابت و لازم از براى شهود ، صافى است از اندوهگين شدن و غم خوردن . دائم است به دوام شهود حقيقت . و هو على ثلاث درجات : الدرجة الاولى : ذوق التصديق طعم العدة ؛ فلا يعقله ضنّ ، و لا يقطعه أمل ، و لا تعوقه « 2 » أمنيّة . اضافهء « ذوق » به سوى « تصديق » اضافهء ملابسه است ؛ يعنى ذوق ناشى از تصديق جازم يقنى « 3 » بالغ به حدّى كه متحقّق شود موعود نزد صاحبش تا آنكه بچشد طعم موعود را از لقا و قرب و ملتذّ شود به او . « فلا يعقله » يعنى « 4 » پس حبس نمىكند اين ذوق را از او ، و منع نمىكند او را « ضنّتى » يعنى توهّم بخلى از واعد . « 5 » چرا كه كريم هرگاه وعده كرده ، وفا مىكند به وعدهء خود . پس ممكن نيست آنكه وفا نكند به وعدهء خود اكرم الاكرمين كه او حقّ تعالى است . و در بعضى نسخهها « ظنّ » واقع شده است به « ظا » ؛ يعنى منع نمىكند ذوق را از او ظنّى كه قدح كند در جزم به تصديق . پس توهّم كند آنكه واقع نشود موعود . « و لا يقطعه » يعنى « 6 » و قطع نمىكند آن ذوق را « املى » و اميدى در دنيا و لذّات دنيا . پس مشغول شود به او از ذوق مذكور ؛ پس منقطع شود . « و عايق و مانع نمىشود او را آرزويى » يعنى عارض نمىشود او را آرزويى از آرزوهاى دنيا يا آخرت . پس منع كند اين ذوق را و بگردد عايق و حاجز از براى او .
--> ( 1 ) . اصل : وسيعالانتفاست . ( 2 ) . اصل : لا يعوقه . ( 3 ) . اصل : يقين . ( 4 ) . اصل : - فلا يعقله يعنى . ( 5 ) . اصل : يعنى تجلّى از واعد . ( 6 ) . اصل : - و لا يقطعه يعنى .